شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر

خرید بک لینک
 از منِ محوِ وطن عكس نمايان بكشيدكاشکي عكسِ مرا جز شهيدان بكشيدكشته ي بي كفنِ داغِ شهادت هستمبر سر پيكرِ من پرچم ايران بكشيدغرق درياي غمم، شعله ورم، مي سوزمكاشكي طرح مرا كشتي ويران بكشيدسوختن در دلِ دريا، هنرِ عاشق هاستوسط آب، مرا شعله ي سوزان بكشيدسوختم، هيچ ندارم كه كفن پوش كنيدروي تابوت مرا پرچم ايران بكشيدبرچسبها: شعر مانا مسافر, غزل, بر سر پيكرِ من پرچم ايران بكشيد+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 9:51&nbsp توسط آقای مانا مسافر  |  شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...

ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:50

این درست است که هستیم کم و بیش غریب چون حسن، نیست کسی در وطن خویش غریب آشنا با غم جانسوز حسن می گرددهر کسی مانده به یک قوم بداندیش غریب بعد از آن کوچه و خاکی شدنِ چادرِ یاسبوده هر روز حسن بیشتر از پیش غریب هیچ درویش تر از آدمِ بی مادر نیستبوده از روز ازل، آدمِ درویش غریب زیر سقفی که خودش ساخته، هر کس خویش استچون حسن نیست کسی بیش تر از بیش غریب شعر یا مرثیه که ساختنی نیست، ولیمی توان گفت که بایست بسازیش غریببرچسبها: شعر مانا مسافر, غزل, شعر حسنی, چون حسن, نیست کسی در وطن خویش غریب + نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۶ساعت 10:45  توسط آقای مانا مسافر | شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...

ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 12:10

صفحه بندی